تبلیغات
aroz

ترفند نگهداری باطری

پنجشنبه 15 بهمن 1394 04:56 ب.ظ

دید در شب
لیزر

در حقیقت بهترین حالت در جدول فوق، حالتی است که حاصل‌ضرب تعداد دفعات شارژ در درصدی از ظرفیت که استفاده شده، حداکثر باشد. مثلاً با دشارژ 25 درصدی در تمام عمر باتری از ظرفیتی معادل 2000 ضربدر 25 درصد ظرفیت یا به عبارتی 500 برابر ظرفیت باتری استفاده می‌شود. در مورد دشارژ 50 درصدی حداقل از 600 برابر ظرفیت باتری استفاده می‌شود که رقم بسیار خوبی است. اگر باتری کاملاً پر و خالی شود، در تمام عمر مفید آن تنها می‌توان از ظرفیت معادلی در حدود 300 برابر ظرفیت اصلی باتری استفاده کرد که رقمی بسیار پایین است.

اهالی دنیای فناوری مدت‌ها است چشم‌به‌راه تحولی در زمینه‌ی باتری‌ها نشسته‌اند چراکه علی‌رغم سر و صداهای زیاد، در عمل شاهد تغییر خاصی نیستیم. اما از این بدتر اطلاعات کاربران در این‌باره است که گویی قصدی برای روزآمدی ندارد. آن‌چه از محدودیت باتری‌های نیکلی در دهه‌ی ۹۰ میلادی می‌دانند را به باتری‌های لیتیوم-یونی و لیتیوم-پلیمری امروزی بسط می‌دهند. در ادامه، این پیش‌فرض‌های رایج را با هم بررسی می‌کنیم.

‌‌‌‌    ‌‌‌

۱- باور رایج: رها کردن دستگاه به برق، باعث شارژ بیش‌ازحد آن می‌شود.

این موضوع لااقل در مورد باتری‌های جدید درست نیست. امروزه شارژر اغلب لپتاپ‌ها، تلفن‌ها و حتی باتری‌های AA و AAA به‌حدی هوشمند هست که عملیات شارژ را بعد از اتمام آن متوقف کند. البته به اندازه‌ی دو سه درصد افزایش شارژ برای دستگاه انجام می‌گیرد ولی بعد به ۱۰۰ درصد برمی‌گردد.

باتری شارژ

به برق رها کردن و تکرار مداوم آن در طول عمر باتری تاثیر دارد؛ ولی این تاثیر آن‌قدرها که درباره‌اش غلو می‌شود نیست. شرکت‌های سازنده معمولا تاکید بر تنوع نحوه‌ی شارژ دارند و توصیه می‌کنند لااقل ماهی یک مرتبه باتری را تا انتها دشارژ کنید و مجدد به برق بزنید. با این حال این کار هم تاثیر چندانی در طول عمر باتری‌های جدید ندارد.

‌‌‌‌    ‌‌‌‌‌‌‌‌‌

۲- باور رایج: باتری باید همیشه تا آخر خالی شود.

امروزه بیشتر باتری‌ها به طور کامل دشارژ نمی‌شوند. وقتی در تلفن و لپتاپ‌تان با صفر درصد یا ظرفیت تمام شده مواجه می‌شوید، در واقع هنوز حدود ۱۰ درصد از شارژ باتری باقی مانده؛ به همین دلیل است که وقتی باز دکمه پاور را می‌زنید نمایشگر روشن شده و اخطار نیاز به شارژ ظاهر می‌شود.

شارژکردن

با این وصف دیگر جایی برای اعتنا به چنین توصیه‌ای می‌ماند؟ در این شرایط اگر دستگاه باتری‌دار خود را هر بار تا مرحله‌ی خاموشی پیش ببرید مطمئنا در درازمدت روی شارژدهی آن تاثیر منفی می‌گذارد. پس بهتر است به جای عمل به این توصیه، کاملا عادی از دستگاه‌تان استفاده کرده و نهایتا ماهانه باتری آن را در حالت متفاوت شارژ کنید.

‌‌

۳- باور رایج: همواره پیش از اولین استفاده از دستگاه، آن را کاملا شارژ کنید.

در حقیقت شارژ کامل دستگاه نو، هیچ مشکلی ایجاد نمی‌کند؛ البته اگر این کار را نکنید باز هم به جایی بر نمی‌خورد.

باتری گوشی

پس چرا در کتابچه‌ی راهنمای بعضی دستگاه‌ها، سازنده به این کار توصیه کرده؟ شارژ کامل دستگاه قبل از نخستین استفاده، شروعی است برای چیزی به نام «فرآیند واسنجی» و به دستگاه در شناخت رفتار باتری متصل به خود کمک می‌کند. این همان هوشمندی شارژرها است که بالاتر گفتیم؛ پس اگر بعدا هم دستگاه را شارژ کنید این عملیات انجام می‌گیرد.

‌‌‌

۴- باور رایج: باتری‌ها را در فریزر نگه‌دارید.

نگه‌داری باتری در فریزر یا یخچال نه تنها مضر است بلکه می‌تواند خطرناک هم باشد. دمای بیش‌ازحد (دمای بیش‌ازحد پایین یا بالا به‌خصوص در درازمدت) برای هیچ نوع باتری مفید نیست.  یادتان باشد باتری یا قوه، مخزنی از مواد شیمیایی است که در خود نیرو ذخیره می‌کنند. اِعمال چنین فشاری بر این مواد ممکن است عواقب نامطلوبی داشته باشد.

باتری در یخچال

توصیه می‌شود برای افزایش عمر نگه‌داری بلااستفاده، باتری‌‌ها را در دمای استاندارد اتاق (۲۰ تا ۲۵ درجه سانتی‌گراد) و با رطوبت کنترل‌شده در حد ۳۵ تا ۶۵ درصد قرار دهید. به این شیوه می‌توان باتری‌های آلکالاین را بین ۵ تا ۱۰ سال و باتری‌های لیتیومی را ۱۰ تا ۱۵ سال انبار کرد.

اما اگر باتری تلفن هوشمند شما عملکردی به‌خوبی یک یا دو سال پیش ندارد کاملا طبیعی است؛ باید بدانید با هر بار استفاده از باتری‌های امروزی قدری از کارایی آن‌ها کاسته می‌شود.

‌‌‌‌

فکر می‌کنید راه حل مشکل ناتوانی باتری‌ها چیست؟ بشر باید به فکر دستگاه‌های کم‌مصرف‌تر باشد یا باتری‌های موثرتری بسازد؟ راستی شما راه درستی برای افزایش طول عمر باتری دستگاه‌های الکترونیک می‌دانید؟

lithium-ion-capacity


دوربین دید در شب قیمت
پد ضدعرق

حامد حدادی ستاره ای است که وقتی با او هم صحبت شوید فکر می کنید یک دوست صمیمی و قدیمی روبروی شما ایستاده و حرف می زند. آرام حرف می زند و سعی می کند پاسخ همه سوال ها را به خوبی بدهد. روراست است و به همین دلیل از صحبت کردن با او خسته نمی شوید. حدادی 218 سانتیمتری اکنون به یک سنتر کامل تبدیل شده و پخته تر از همیشه در ترکیب تیم ملی قرار دارد و در مسیر رسیدن به المپیک ریو گام برمی دارد.

تیم ملی بسکتبال ایران خودش را برای رسیدن به المپیک ریو آماده می کند و رقابتی دشوار با حریفان آسیایی دارد. بسکتبالیست های ایران که مدافع عنوان قهرمانی هستند تنها با رسیدن دوباره به این عنوان سهمیه می گیرند و باید در خانه حریف سنتی خود یعنی چین برای رسیدن به این هدف تلاش کنند.

خاطره تلخ ووهان که چهار سال پیش رقم خورد و نرسیدن تیم ملی به مدال طلای بازی های آسیایی در سال گذشته انگیزه ملی پوشان را بیشتر کرده تا بتوانند در جام ملت های 2015 دوباره افتخارآفرینی کنند. در میان همه ستاره های تیم ملی یک نفر هست که این روزها نگاه ها را بیشتر از همه به خودش معطوف کرده است. او که پرافتخارترین بسکتبالیست تاریخ ایران نیز شده، فکر و ذکرش را گذاشته برای قهرمانی.

حامد حدادی بازیکنی که تا یکی دو سال بعد از باخت در ووهان چین به قول خودش خواب و خوراک نداشت حالا آماده است تا بتواند به همراه دیگر ملی پوشان دوباره قهرمانی در قاره کهن را جشن بگیرد و آن خاطره تلخ چهار سال پیش را فراموش کند.

حدادی بعد از یک تمرین فشرده میهمان تماشاگر بود و گفتگویی مفصل انجام داد. از وضعیت تیم ملی گفت از اینکه ملی پوشان آماده قهرمانی اند به گذشته اش اشاره کرد و پاسخ بسیاری از سوال های شخصی زندگی اش را نیز داد.

حامد حدادی (زادهٔ ۳۰ اردیبهشت ۱۳۶۴ در اهواز) بازیکن بسکتبالیست ایرانی و بازیکن تیم فینکس سانز است. او با قد ۲۱۸ سانتیمتری خود در پست سنتر بازی می‌کند. حدادی قبلاً عضو تیم ملی جوانان ایران هم بوده است.
حامد حدادی با 218 سانتیمتر قد و 130 کیلوگرم وزن بی شک یکی از ستاره های ورزش ایران است که در مجموعه مردمی ترین ها نیز قرار می گیرد.

 گفتگو با حامد حدادی،

عاشق بسکتبال هستم و وقتی چند روز تمرین نداشته باشم افسرده می شوم

چهار سال پیش همین روزها بود که آن اتفاق تلخ برابر اردن افتاد. آن زمان نسل طلایی ما بود و با قدرت در مسابقات شرکت کردیم و ناکام شدیم. اکنون هم نسل طلایی ما حضور دارند و شرایط خوب است. الان چه تفاوتی با آن روزها داریم؟

- فرق امسال با آن سال این است که همه از ما تعریف می کردند. همه می گفتند ما بهترین هستیم و کسی نمی تواند برابر ما باشد. با غرور خاصی به مسابقات رفتیم. تیم هم واقعا خوب بود و همه مغرور شده بودیم. وقتی باختیم متوجه غرور کاذب شدیم. این اتفاق سال گذشته در بازی های آسیایی افتاد. همه گفتند خیلی راحت مدال طلای اینچئون را می گیرد اما ما قزاقستان را به زور بردیم و در فینال باختیم. همه بازی ها گره خورده بود. فکر می کردیم چون در جام جهانی عملکرد خوبی داشتیم کارمان در آسیا ساده است اما اشتباه کردیم. چهار سال پیش جوان تر بودیم و تجربه کافی را نداشتیم. ما آن زمان خیلی دوست داشتیم به المپیک برویم اما آن اتفاق همه چیز را خراب کرد. خیلی ناراحت شدم و هیچ کاری نتوانستیم بکنیم. آن شب برای اردن بهترین بود و از هر جا که خواستند گل زدند. البته این اتفاق برای هر تیمی می افتد. ما هم برابر اردن تن به شکست دادیم. دوپینگ اردنی ها، داوری بد و مافیابازی چینی ها به کنار اما ما هم مغرور شده بودیم.

واقعا صحت داشت که ماتیچ با چینی ها تبانی کرده بود؟

- من خبر ندارم. واقعا چیزی در این باره نمی دانم اما مطمئنم چینی ها برای امسال برنامه های زیادی دارند. نمونه این موضوع گرفتن میزبانی است. درک نمی کنم که چطور یک کشور در ده سال گذشته 5 یا 6 بار میزبانی گرفته است. واقعا نمی فهمم.

این پرکاری مافیای چین است یا کم کاری ما؟

- کم کاری ما هم هست. نبود اسپانسر، بی اعتمادی مسئولان و نداشتن یک سال خوب باعث شده ایران نتواند میزبانی بگیرد. چرا اکثر فدراسیون های ورزشی که در سطح بسکتبال یا پایین تر هستند نزدیک به 30 یا 40 میلیارد پول برای هزینه کردن دارند اما بسکتبال باید با یک و نیم میلیارد کارش را پیش ببرد؟ بسکتبال با هیچی به جنگ یک لشگر می رود. 12 ملی پوش به جنگ یک لشگر یک میلیونی می رود. من به بازیکنان گفته ام که ما یک خانواده هستیم و اگر با هم مشکل داشته باشیم تیم از هم می پاشد چون فقط خودمان را داریم و کسی پشتمان نیست. کم اعتمادی یا هر چیزی که وجود دارد به ضرر بسکتبال و ورزش کشور تمام می شود. این نکته هم مطرح است که آنها زرنگ هستند و هزینه می کنند و میزبانی می گیرند، به نوعی هم حق شان است و ما هم باید به آنجا برویم و با تماشاگران، غذا، سالن، میزبانی، دارو و همه چیز بجنگیم تا به المپیک برویم. با این حال ما عادت کرده ایم. به تمام این بی مهری ها عادت کرده ایم و یاد گرفته ایم که مبارزه کنیم.

تیم ملی زیر نظر آقای باوئرمان آماده این جنگ دشوار است؟

- نمی توان پیش بینی کرد. باید بازی به بازی پیش برویم. اینکه بگوییم فینالیست و قهرمان می شویم درست نیست. اصلا شاید به جمع هشت یا چهار تیم اول نرسیم. شاید اصلا از گروه بالا نرفتیم. ژاپن تیم خوبی است و هندی ها پیشرفت خوبی داشته اند. حریفان سرسختی داریم و مطمئنا همه آنها با قدرت وارد جام ملت ها می شوند. باید تمام سعی مان را انجام بدهیم. فعلا حریفان جنگ روانی را شروع کرده اند و می خواهند همان ضربه ای که سال 2011 به ایران زدند را تکرار کنند. این روزها از دفاع ایران تعریف می کنند اما ما باید در میدان این را نشان بدهیم. اگر 70، 80 گل بخوریم نتیجه ای نخواهیم گرفت. به نظر من زمانی موفق می شویم که حریفان ما 50 یا 55 گل به ما بزنند و بیشتر از این نتوانند.

باوئرمان در ابتدای کار فشار زیادی بر ستاره های تیم ملی به خصوص تو آورد. آن فشار اولیه برایت سخت نبود و واکنشی نشان ندادی؟

- واکنش نشان دادم اما فهمیدم اگر این فشار را تحمل کنم به نفع خودم است، به همین دلیل به حرفش گوش دادم.

 گفتگو با حامد حدادی،

قبلا وقتی گزارش ها را گوش می دادم می گفتم ای کاش روزی بیاید که گزارشگران بگویند حامد حدادی

در اینچئون فینال والیبال و بسکتبال با هم بودند. وقتی شما قهرمان نشدید چه احساسی داشتی؟

- بعد از بازی، بچه های والیبال را دیدم. آنها خیلی ناراحت بودند. من خودم خیلی ناراحت بودم و نتوانستم با بچه ها باشم. من فردای قهرمانی به والیبالیست ها تبریک گفتم.

چرا؟

- شرایط بسیار سختی به خصوص برای من بود. بدترین بازی عمرم بود. درست است که یکسری شرایط بسیار خاص ایجاد شده. شاید توپ خوبی به من نرسید اما من واقعا بد بودم. از خودم می پرسیدم که حامد چی شده؟ تو که همیشه بهترین بازی ات را در فینال داشتی چرا اینجا در این مسابقه اینقدر بد بازی می کنی؟ به خودم می گفتم چرا امروز که مهمترین روز زندگی بچه هاست بد بازی می کنی. ما 6 بازیکن داشتیم که سرباز بودند و نگاه شان به این قهرمانی بود تا معارف شوند و پیروزی در فینال برایشان اهمیت زیادی داشت. امید آنها به ما بزرگترها و به خصوص من بود. ناراحتی من هم از این بود. ناراحتی مردم و نتیجه گرفتن به کنار اما واقعا برای بچه ها ناراحت بودم. اکنون هم که چهره هایشان به یادم می آید دلم می گیرد. در 40 ثانیه سرنوشت بچه ها عوض شد. بد بازی کردن من یا هر کس دیگر سرنوشت بچه ها را عوض کرد. قسمت بود. البته داوری هم خیلی بد بود و در آن صحنه های آخر روی من و صمد خطا کردند که داور نگرفت. اینها همیشه در ذهن من وجود دارد.

حامد حدادی از حضورش در بسکتبال راضی است؟

- چرا نباشم؟ خدا یک نعمت و استعدادی داده که من با استفاده از آن می توانم موفق باشم و در ورزشی که به آن عشق می ورزم فعالیت کنم. من عاشق بسکتبال هستم و وقتی چند روز تمرین نداشته باشم افسرده می شوم. از الان به این فکر هستم که اگر بسکتبال را کنار بگذارم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ فکر می کنم افسردگی بگیرم اگر بخواهم بدون بسکتبال زندگی کنم. خدا را شکر تا امروز راضی هستم. البته اگر به گذشته برگردم کمی تصمیم هایم را تغییر می دهم اما در کل راضی ام.

این تغییر در تصمیم ها به زمان حضورت در NBA بازمی گردد؟

- بله، من یک سال فرصت داشتم تا تیمم را عوض کنم اما ممفیس ماندم و با همان مربی کار کردم. من به مربی تیم گفتم که می خواهم تیمم را عوض کنم چرا که علاقه دارم زمان بیشتری بازی کنم. آن زمان مربی تیم به من گفت که سال گذشته زمان خوبی برای بازی داشتی و امسال این زمان افزایش پیدا می کند اما متاسفانه وقتی قرارداد دو ساله امضا کردم اصلا بازی نکردم. سال پنجم بود که خیلی آماده بودم اما بازی نکردم. من در آن سال کل تابستان را در آمریکا بودم، مربی اختصاصی داشتم و تمرین می کردم اما باز هم بازی نکردم. وقتی زمان کمی به من می رسید خیلی ناراحت شدم و گفتم ای کاش تیمم را تغییر می دادم. خب لیگ NBA هم طولانی است. 82 مسابقه برگزار می شود و شما فکر کنید برای بازی در این تعداد مسابقه آماده می شوی اما زمانی به شما نمی رسد تحمل این فضا خیلی دشوار است و سال بسیار سختی برای من بود.

تصمیم دیگر هم آسیب دیدگی دستم بود. در گذشته آن اتفاق برایم افتاد و دستم مصدوم شد. اگر عقل و پختگی امروز را داشتم هیچ وقت آن کار را نمی کردم. شور جوانی و عصبانیت بود که آن آسیب دیدگی اتفاق افتاد. آن مسئله باعث شد از زندگی و بسکتبال عقب بیفتم. مطمئنا اگر می توانستم از دو دستم استفاده کنم، هم برای باشگاه و هم برای تیم ملی تاثیر بیشتری داشتم. باز هم خدا را شکر، چرا که آن مصدومیت باعث شد تمرینم را بیشتر کنم و انگیزه ام بیشتر شد.

می توانستی در لیگ NBA بمانی اما خودت ترجیح دادی به لیگ چین بروی؟

- بله، آن زمان واقعا ترجیح دادم به لیگ چین بروم.

چقدر بحث مالی در این ترجیح تاثیرگذار بود؟

- خیلی. من آدم روراستی هستم. بحث مالی لیگ چین خیلی در تصمیم من تاثیر داشت. نکته دیگر زمان بازی ام در لیگ NBA بود. خب من در آنجا کم بازی کردم اما در لیگ چین بازی می کردم. در یک مسابقه به طور کامل حضور داشتم. خب این دو موضوع کنار هم باعث شد این تصمیم را بگیرم. در آمریکا حدود 50 تا 60 درصد از دستمزد برای مالیات کم می شود اما در چین مالیات خیلی کم است. من به این دلیل چین را انتخاب کردم و سعی می کنم بهترین عملکردم را داشته باشم چون خوب بازی می کنم هم قراردادم هر سال بیشتر می شود.

حامد حدادی نزدیک به یک دهه است که گرانقیمت ترین ورزشکار ایران است.

- اشتباه می کنید.

از زمانی که وارد NBA شدی این اتفاق افتاده است.

- خب در NBA نصف دستمزد من برای مالیات کم می شد.

از نظر قراردادی گران ترین هستی.

- (با خنده) نه. باید ببینید چقدر از آن پول به من می رسد. مالیات، خرج زندگی و موارد دیگری که از پول من کم می شد را نیز باید حساب کنید. من از اروپا پیشنهاد داشتم که جدا از دستمزد، هزینه خانه، ماشین و غذا را نیز می دادند اما در آمریکا تمام این هزینه ها توسط خودم پرداخت می شد. در آمریکا بعد از مالیات، جریمه و تمام کسری های ممکن، دستمزدت پرداخت می شود که در نهایت می بینی تمام مالیات سفر به شهرهای مختلف آمریکا برای مسابقه نیز از پول اولیه کم شده است. شاید به اسم گران ترین بودم. من خودم خیلی می خواندم که گران ترین هستم اما خب فکر کنم فوتبالیست ها بیشتر از من در این مدت پول گرفتند.

از زمانی که وارد لیگ چین شدی مبلغ دستمزدت منتشر می شد. با این شرایط از زمان حضورت در لیگ چین می توان گفت که گران ترین ورزشکار بودی؟

- فکر کنم فقط امسال این اتفاق افتاد.

مبلغ قراردادت را می گویی؟

- (با خنده) نه. البته همه جا نوشته اند که چقدر گرفته ام.

برخی رسانه ها بارها نوشتند که تو و اشکان دژاگه امسال رقابت نزدیکی داشتید اما باز هم گرانقیمت ترین نام گرفتی.

- من این چیزها را نمی دانم. خب کشورهای عربی به فوتبال علاقه دارند، همانطور که چینی ها بسکتبال را دوست دارند. به همین دلیل کشورهای عربی پول خوبی به فوتبالیست ها می دهند و چینی ها قراردادهای خوبی با بسکتبالیست ها می بندند.

گفتگو با حامد حدادی،

در فکر ازدواج هستم

پیشنهادی از کشورهای عربی نداشته ای؟

- پیشنهاد داشتم اما خب کشورهای عربی بسکتبالی نیستند و زیاد هم دوست ندارم در این کشورها بازی کنم. بعد از NBA و یورولیگ، لیگ چین از همه کشورها بهتر است. شاید چند چیز اشتباه دارند اما الگوبرداری خوبی که از NBA دارند خیلی خوب است. داوری در آنجا ضعیف است اما خب کیفیت مسابقات بالاست. بسکتبال چین پیشرفت خیلی خوبی دارد و از هر نظر رشد کرده اند. از نظر اسپانسر خیلی قوی هستند. بازیکنان خوبی از NBA وارد چین شده اند و کیفیت رقابت ها بالا رفته است.

در ابتدا انتقادهای زیادی شنیدی که چرا لیگ چین را انتخاب کرده ای.

- بله. آن روزها همه می گفتند چرا حامد رفته به چین اما واقعا لیگ خیلی خوبی دارند.

دو سال پیش از فنرباغچه ترکیه پیشنهاد داشتی چرا قبول نکردی؟

- دو سال پیش از فنرباغچه و سال قبل از رئال مادرید پیشنهاد داشتم اما قبول نکردم. خب من پنج سال در NBA بودم و بازی نکردم و تقریبا داشتم بسکتبال را فراموش می کردم. دوست داشتم جایی باشم که بازی کنم. 28 سال سن داشتم و می خواستم در تیمی باشم که زمان بازی زیادی در اختیارم قرار بگیرد. من از 23 سالگی در آمریکا بودم و تنها تمرین می کردم و زمان بازی کمی داشتم. با اولین اشتباه یا حتی در روزهایی که خوب بودم تعویض می شدم. اعتماد به من وجود نداشت. من درباره فنرباغچه تحقیق کردم. پرسیدم که سنتر چندم این تیم هستم؟ ابتدا گفتند سنتر اول هستم اما وقتی تحقیق کردم متوجه شدم که دو سنتر خیلی خوب در این تیم هستند. درست است باید وارد رقابت می شدم و زمان می گرفتم اما ترسیدم. از طرف دیگر چون فنرباغچه در یورولیگ بود رقابت هایش نزدیک به 11 ماه طول می کشید و خیلی طولانی بود و دو ماه هم برنامه های تیم ملی بود و دیگر زمانی برای استراحت نداشتم. در کنار اینها مبلغ پیشنهادی آنها خیلی کمتر از چین بود. من تصمیم گرفتم به چین بروم چون بعد از تمام شدن این لیگ فرصت حضور در NBA، یورولیگ یا ایران را داشتم.

حامد حدادی همیشه خوش برخورد بوده و جزو بازیکنان شوخ تیم ملی نام می گرفته. حالا که پخته تر شده ای آیا همان شیطنت های همیشگی را داری یا نه؟

- (فکر می کند) مثل همیشه هستم با همان شور و نشاط همیشگی. ماشاءالله جوان های این روزها آنقدر انرژی و توان دارند که برابرشان کم می آوریم. سجاد مشایخی، فرید اصلانی، آرمان زنگنه و دیگر بازیکنان جوان آنقدر جنب و جوش دارند که ما دیگر برابرشان کم می آوریم. امسال کلی هم من را اذیت کردند. خیلی شوخی می کنند و من هم سعی می کنم پا به پایشان بروم تا این نشاط در تیم ملی باشد. سعی می کنم این حس ایجاد نشود که من بزرگترم اما احترام در تیم ملی حفظ شده است.

حامد حدادی ورزشکار تنبلی است؟

- بله، چرا که نه. 218 سانتیمتر قد و 130 کیلوگرم وزن دارم و خب طبیعتا باید گاهی تنبل باشم ولی اگر بخواهم تمرین کنم و از خودم کار بکشم همه کار انجام می دهم.

قبول داری در سال های اخیر تفکر تمرین بیشتر در زندگی ات نقش پیدا کرده است؟

- بله. خب زمانی که جوان تر بودم کمتر تمرین می کردم و داخل زمین کارم را انجام می دادم اما اکنون اگر آماده نباشیم، حریفان داخل زمین ما را می خورند. من خودم جوان بودم و همه کار می کردم اما اکنون اگر آمادگی ام را حفظ نکنم کم می آورم و به همین دلیل از هر نظر آماده ام تا بتوانم در میدان همه را شکست بدهم.


اهل تجارت هم هستی؟

- نه. فعلا فقط بسکتبال.

پس پول هایت را چه کار می کنی؟

- (با خنده ای طولانی) خب این یک راز است و نمی شود گفت.

بهترین هم تیمی های خارجی و ایرانی ات چه کسانی بوده اند؟

- ایرانی که همه خوب هستند. واقعا از بازی با همه هم تیمی هایم لذت می برم. به معنای واقعی لذت می برم. همیشه هم سعی کرده ام رفاقتم با آنها حفظ شود. خارجی هم (فکر می کند) با مارک گسول و رودی گی دوستان خوبی بودیم. در ممفیس خیلی رفیق بودیم.

با اسپانیا همگروه بودیم و مارک گسول هم بود. صحبتی با مارک داشتی؟

- بله، در لابی هتل همدیگر را دیدیم. یک بار نشستیم صحبت کردیم و قهوه ای خوردیم. حتی قرار شد من را با مدیر برنامه هایش آشنا کند که در اروپا با تیم ها صحبت کنیم. یکی دو ساعت با هم صحبت کردیم.

اهل موسیقی هم هستی؟

- خیلی. قبل از بازی همیشه موسیقی گوش می دهم تا تمرکز کنم. همیشه در اتوبوس بچه ها شوخی می کنند اما من دوست دارم در حال خودم باشم و تا زمان شروع صحبت های مربی در رختکن موسیقی گوش می دهم.

چه سبکی؟

- آهنگ های مختلف گوش می دهم.

اهل فیلم و سینما هم هستی؟

- خیلی کم اما سعی می کنم هر زمان که وقت داشتم به سینما بروم.

آخرین فیلمی که در سینما دیدی چه بود؟

- (فکر می کند و اسم فیلم را به یاد نمی آورد) یک فیلم خنده دار بود. نهنگ عنبر.

به سینما که می روی راحت هستی؟

- در صندلی جا نمی شوم. صندلی ها غیراستاندارد هستند (با خنده) شاید هم من استاندارد نیستم.

واکنش مردم چطور است؟

- خوب است و من هم سعی می کنم که کنار مردم باشم.

یک زمانی مردم فقط بسکتبالیست ها را می شناختند اما اکنون والیبالیست ها نیز طرفداران زیادی دارند و از بسکتبال هم پیشی گرفته اند.

- بله. خدا را شکر یک رشته توپ و تور دیگر هم بین مردم جا باز کرده و مردم با آن ارتباط برقرار کرده اند.

حس حسادت به والیبال که ایجاد نشده است؟

- (با تعجب) حسادت؟ به چی حسادت کنیم؟

قبول داری که بسکتبال خیلی زودتر به موفقیت های بزرگ رسید اما به اندازه والیبال به بسکتبال توجه نشد.

- خب در آن زمان این صحبت ها مطرح نبود و کارهای ما اصلا دیده نشد. قهرمانی های ما از سال 2007 شروع شد. در آسیا قهرمان شدیم. به المپیک رفتیم و در جام جهانی حضور داشتیم. هیچ کس از ما حمایت نکرد. چهار رییس وارد سازمان تربیت بدنی شدند و قول یک سالن دادند اما هیچ کدام عملی نشد. 18 سال داشتم قول سالن به ما دادند و اکنون 30 سال دارم و این اتفاق نیفتاده است.

لباس از کجا می خری؟

- از آمریکا می خرم.

در ایران جایی هست که بتوانی خرید کنی؟

- نه. خیلی کم هستند که جنس خوبی ندارند و خیلی زود خراب می شوند.

اگر به یکباره بخواهی لباس بخری چه کار می کنی؟

- کاری نمی توانم انجام دهم.

کل لباس هایت را از آمریکا می خری؟

- بلفه، سفر که می روم چند چمدان کفش و لباس می آورم. خیلی اضافه بار هم پرداخت می کنم اما مجبورم و کاری نمی توانم انجام بدهم.

مارک های خاصی است یا مکان های خاص؟

- جاهای خاصی وجود دارد به نام «بیگ اند تال» (بزرگ و بلند) برای کسانی که وزن زیاد و قد بلندی دارند.

حامد حدادی بعد از بسکتبال در این رشته می ماند یا نه؟

- فعلا فقط به بازی کردن فکر می کنم.

اکنون پر افتخارترین بسکتبالیست ایران هستی. آیا یک روز به رسیدن به این عنوان فکر می کردی؟

- قبلا وقتی گزارش ها را گوش می دادم می گفتم ای کار روزی بیاید که گزارشگران بگویند حامد حدادی. با خودم می گفتم اسم و فامیلم به هم می آیند و چقدر قشنگ است. دوست داشتم بشنوم. خب این اتفاق افتاد. دوست داشتم ملی پوش شوم. بعد از آن علاقه داشتم در آسیا به میدان بروم. سپس می گفتم یعنی می شود در NBA به میدان بروم و بازی کنم. جمعه ها صبح با صدای آقای آتشی و بنکداران لیگ را تماشا می کردم و لذت می بردم. وقتی در این لیگ به میدان رفتم به ته آرزوهایم رسیده بودم.

حامد حدادی در نوجوانی و جوانی به دلیل فیزیکی که داشت در بازی های دوستانه مشکلی نداشت و ضعیف تر از دوستانش نبود؟

- نه. من فوتبال بازی می کردم و بازی ام خیلی خوب بود. خیلی شیک گل می زدم.

دروازه بان بودی یا فوروارد؟

- در زمان پنالتی ها روی خط دروازه دراز می کشیدم و هیچ کس نمی توانست گل بزند. واقعا می گویم. دراز می کشیدم و هیچ توپی از من عبور ونمی کرد.


اگر هوایی می زدند چی؟

- نه. آنطور نمی زدند چون دیرک ها با سنگ بود. با ارتفاع نمی زدند. فوتبال ما چهار سنگ داشت و یک توپ.

از دوستان آن روزهایت کسی معروف و ستاره شده است.

- فکر نمی کنم. فکر کنم فقط من بودم.

به دوستانت سر می زنی؟

- پدرم خانه مان را عوض کرد اما هر وقت می روم به دوستانم سر می زنم. همه ازدواج کرده اند و بچه هم دارند. برخی هم شهرهای دیگر رفته اند.

برنامه ای برای ازدواج نداری؟

- در فکرش هستم اما فعلا تمرکزم بر روی بسکتبال است.

بسکتبالیست نمی شدی والیبالیست می شدی؟

- نه. شاید هندبال. در مدرسه هندبال بازی می کردم.

آدمی با قد و قواره حامد حدادی چه غذاهایی می خورد؟

- من همه چیز می خورم. غذایی نیست که دوست نداشته باشم. به خصوص غذای ایرانی که خیلی دوست دارم در آمریکا در هر شهری که بوده ام سعی کرده ام، رستوران ایرانی را پیدا کنم. آدم شکمویی هستم و باید به خودم برسم.

چند وعده غذا می خوری؟

- همه فکر می کنند من ده تا بربری می خورم اما من هم اندازه معمولی غذا می خورم. بعضی وقت ها با بچه ها که غذا می خورم از من می پرسند سیر شدی؟ سعی کرده ام که پرخور نباشم چون وزنم باید در حد معینی باشد. البته دستپخت مادرم را نمی توانم کاری کنم. اگر نخورم می گوید دوست نداشتی و ناراحت می شود. واقعا خوشمزه است و من هم تا جایی که جا دارم، می خورم.


از اول هم هیکلت اینقدر بزرگ بود؟

- هیکلی که نبودم. استخوان بودم. یک چوب بودم که زیر نظر سعید فتحی آمدم بسکتبال را شروع کردم.

اصلا چطور شد بسکتبالیست شدی؟ از اول بسکتبال را دوست داشتی؟

- نه زیاد. اگر خوشم می آمد دنبال می کردم. بیشتر فوتبال دوست داشتم، بعد هم رفتم سراغ هندبال. بسکتبال را اتفاقی دنبال کردم. یک روز رفتم زمین بسکتبال اهواز، هفته اول پایم تاول زد، دو سه هفته نرفتم. نادر سلامی، مربی تیم آمد دنبالم گفتم پایم تاول زده، گفت اشکال ندارد بیا تمرین کن. سه چهار ماه طول کشید تا ببرم. هی می گفت بپر، روز می زدم اما نمی توانستم بپرم. خلاصه بعد از چند وقت اولین دانک را که زدم گفتم چه بازی باحالی.

اهل دعوا و بزن بزن هم بودی؟

- (مکث می کند و می خندد) نه زیاد.

گردآوری:تابناک باتو

منابع:آسمونی ، همشهری تماشاگر


چراغ قوه پلیسی
چراغ قوه پلیس

متن عاشقانه و دوست داشتن با عکس,متن جدید کوتاه عاشقانه با عکس,نوشته های جدید عاشقانه با عکس,جملات گفته بودی شعری برای تو بگویم

قسمتی از شعر زیبا و عاشقانه از فروغ فرخزاد

تبلیغ : ژل افزایش قد بتال اصل

شعر دیوانه‌ی تب‌آلودم
شرمگین از شیار خواهش‌ها
پیکرش را دوباره می‌سوزد
عطش جاودان آتش‌ها

آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست

شب پر از قطره‌های الماس است
از سیاهی چرا هراسیدن
آنچه از شب به جای می‌ماند
عطر سکرآور گل یاس است

شعری از فروغ فرخزاد

موی سیه فشانده بر روی روشن خویش کرده پرند سیمین بر سیمگون تن خویش وآنگه نهاده از لطف بر سینه اش سر من یعنی ز برگ گل کرد بالین و بستر من آمد مرا در آغوش


نقاشی کودکتان را خودتان تفسیر کنید

جمعه 24 مهر 1394 09:54 ب.ظ

  • [unable to retrieve full-text content]


معرفی و توضیحات کوچکترین ترازوی دیجیتال ارزان جهان

با خرید پستی یا خرید نقدی و ارزان قیمت این ترازوی دیجیتالی دقت و سرعت عمل را تجربه نمایید

ترازو گرمی

این ترازوی بسیار کوچک و کم حجم و سبک دیجیتالی بسیار ارزان قیمت و کاربردی میباشد

ترازوی جیبی

این ترازو قادر است اشیا زیر یک گرم را بر حسب واحدهای gn,ct,oz اندازه گیری و ثبت نماید

توزین بر حسب 4 واحد اندازه گیری  g, gn,ct,oz صورت میگیرد

وزن خود ترازوی دیجیتالی زرگری 126 گرم میباشد

مناسب طلافروشان ، داروخانه ها ، آزمایشگاهها ، طلافروشان دوره گرد

شاید شما نیز اقدام بفروش سیار طلا و جواهرات مینمایید

اگر چنین است پس مطمئن باشید که با خرید این ترازو بسیار مطمئن تر خرید و فروش خود را انجام خواهید داد

خرید اینترنتی ارزان قیمت انواع ترازوهای دیجیتالی کوچک و جیبی جهت توزین دقیق اشیاء زیر یک گرم

دارای دقت توزین دو صفر جهت توزین زیر یک گرم

بهترین ترازوی دیجیتالی دقیق برای امورات زرگری

این ترازو براحتی در جیب جا میشود و میتوان بصورت سیار از ترازو استفاده نمود

   ترازوی گرمی

لطفا جهت مشاهده ادامه توضیحات ترازوی دیجیتالی جیبی زرگری بر روی یکی از لینکها کلیک نمایید تا به فروشگاه بتی وارد شوید

ترازوی زرگری دیجیتالی بسیار کوچک و ارزان قیمت

خرید اینترنتی و پستی ترازوی گرمی جدید زرگری کوچک جیبی ارزان قیمت

خرید کوچکترین ترازوی دیجیتال ارزان در فروشگاه بتی


لیزر سبز با قیمت ارزان
لنسر ماهیگیری

دلنوشته های مادری به دخترش - تو بلوری،گل نازی،گل ناز،خنـבه ڪًـن ڪوבڪ زیبا پر از عشق و صمیمت زندگے میڪردند اونا ڪـہ زندگے عاشقانشونو چند ωـالے میشد شروع

شعر عاشقانه ای از مرحوم نجمه زارع

تبلیغات : ذره بین

وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شود
باید بگویم اسم دلم، دل نمی‌شود

دیوانه‌ام بخوان که به عقلم نیاورند
دیوانه‌ی تو است که عاقل نمی‌شود

تکلیف پای عابران چیست؟ آیه‌ای
از آسمان فاصله نازل نمی‌شود

خط می‌زنم غبار هوا را که بنگرم
آیا کسی ز پنجره داخل نمی‌شود؟

می‌خواستم رها شوم از عاشقانه‌ها
دیدم که در نگاه تو حاصل نمی‌شود

تا نیستی تمام غزل‌ها معلق‌اند
این شعر مدتی‌ست که کامل نمی‌شود

زنده‌یاد نجمه زارع

نجمه زارع در 29 آذرماه 1361 در شهرستان کازرون دیده به جهان گشود وی شش ماه پس از تولد همراه با خانواده‌اش به قم عزیمت نمود و در آنجا ساکن شدند دوران دبستان را در مدرسه‌ی


عینک دید در شب
کابلotg

اما هرگز آن جام لبریز و سرشار از عشق را واژگون نخواهد کرد حسین الهی قمشه ای تصویر: وحدت ابدی عاشق و معشوق(نقشی از كریشنا و رادا) و خلق همچنان در هوای متاع دیگر باهم به دشمنی و یا صدفی زیباتر از معمول خود را سر گرم می کند در حالی که قطعه زیر شعری است از یک شاعر انگلیسی در ضرورت دعا و نیایش صبحگاهی که در ادب

شعر عاشقانه هوا سرد است کاری از لیلی مومون پور

شعر نو

هوا سرد است 
من از عشق لبریزم 
چنان گرمم 
چنان با یاد تو در خویش سرگرمم 
که رفت روزها و لحظه‌ها از خاطرم رفته است 

هوا سرد است اما من 
به شور و شوق دلگرمم 
چه فرقی می‌کند فصل بهاران یا زمستان است؟ 
تو را هر شب درون خواب می‌بینم..

تمام دسته‌های نرگس دی‌ماه را در راه می‌چینم 
و وقتی از میان کوچه می‌آیی 
و وقتی قامتت را در زلال اشک می‌بینم 
به خود آرام می‌گویم: 
دوباره خواب می‌بینم! 
دوباره وعده‌ی دیدارمان در خواب شب باشد 

بیا.. 
من دسته‌های نرگس دی ماه را در راه می‌چینم.

لیلا مؤمن‌پور   فروشگاه شکار

به صحرا شدم ، عشق باریده بود و زمین تر شده بود چنان که پای به این عاشق شاعر یه شعر تازه بنویسه هوای سرد و سپیده دمی که به ناز از لای چین و واچین پرده در اتاق خود نمایی می کرد کتابم را می دیگر کاسه صبرم شده لبریز از درد بی تو بودن


نویسنده غزل موج موسیقی عشق چشمان تو

چهارشنبه 26 فروردین 1394 10:16 ب.ظ

ژل جادویی افزایش قد
ژل افزایش قد چیست

شعر چشمان تو را می خوانم من به درماندگی صخره و سنگ من به آوارگی ابر ونسیم من به سرگشتگی ‌آهوی دشت من به تنهایی خود می مانم من در این شب که بلند است به اندازه

شعر عاشقانه چشمان تو ( چشم تو )

اثر فریدون مشیری

کاش می‌دیدم چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است
آه وقتی که تو لبخند نگاهت را
می‌تابانی

بال مژگان بلندت را
می‌خوابانی
آه وقتی که  توچشمانت
آن جام لبالب از جان‌دارو را
سوی این تشنه جان سوخته می‌گردانی
موج موسیقی عشق
از دلم می‌گذرد
روح گل‌رنگ شراب
در تنم می‌گردد
دست ویرانگر شوق
پرپرم می‌کند ای غنچه رنگین، پرپر

من در آن لحظه که چشم تو به من می‌نگرد
برگ خشکیده ایمان را
در پنجه باد
رقص شیطان خواهش را
در آتش سبز
نور پنهانی بخشش را
در چشمه مهر
اهتزاز ابدیت را می‌بینم

بیش از این سوی نگاهت نتوانم نگریست
اهتزاز ابدیت را یارای تماشایم نیست
کاش می‌گفتی چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است

فریدون مشیری

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد همه اندیشه ام اندیشه فرداست وجودم از تمنای تو سرشار است زمان در بستر شب خواب و بیدار است شراب شعر چشمان تو هوا


شکار در شب
جلوگیری از عرق زیر بغل

ذره بین یک عدسی محدب است که از اشیا ریز تصویری مجازی و بزرگتر ایجاد می‌کند (شی در فاصله برای همین یک ضریب شفافیت برای اسباب نوری تعریف می‌کنیم

ذره بین کشوئی ال ای دی دار سه کاره ( ذره بین + چراغ قوه + تست اسکناس )

 

ذره بین کشویی

 

ذره بین مدل 9581 دارای دو نوع عدسی شیشه ای میباشد عدسی بزرگ با قدرت بزرگنمایی 2.5 برابر

عدسی نقطه ای کوچک با قدرت بزرگنمایی 45 برابر

 

عکس ذره بین چراغدار

وزن فقط 55 گرم

 

عکس ذره بین 9581

 

دارای ذره بین نقطه ای 45X بر روی همان عدسی شیشه ای

 

عکسهای ذره بین

 

توضیحات تکمیلی ذره بین

مخترع ذره بین ذره بین ابن هیثم (430-354) ابن هیثم از دانشمندان سرشناس ایرانی، اولین دانشمند فیزیک نور در جهان است


لیزر سبز رنگ
ترازوی کوچک

موضوعات مرتبط: متن و شعرهای عاشقانه، متن های بی وفایی، متن و شعر، متن عاشقانه، شعر های جدید عاشقانه و این تنهایی و غروب و لحظه های بی حوصله ، حال مرا در هوای پاییزی درگیر کرده برچسب‌ها: پاییز, لحظه سرد, دلگیر, عشق, تنهایی وغروب برچسب‌ها: عشق, متن عاشقانه, سرزمین عشق, به عشق من, لبریز از غمی هستم که تو در دلم نشاند

شعر عاشقانه هوا سرد است کاری از لیلی مومون پور

شعر نو

هوا سرد است 
من از عشق لبریزم 
چنان گرمم 
چنان با یاد تو در خویش سرگرمم 
که رفت روزها و لحظه‌ها از خاطرم رفته است 

هوا سرد است اما من 
به شور و شوق دلگرمم 
چه فرقی می‌کند فصل بهاران یا زمستان است؟ 
تو را هر شب درون خواب می‌بینم..

تمام دسته‌های نرگس دی‌ماه را در راه می‌چینم 
و وقتی از میان کوچه می‌آیی 
و وقتی قامتت را در زلال اشک می‌بینم 
به خود آرام می‌گویم: 
دوباره خواب می‌بینم! 
دوباره وعده‌ی دیدارمان در خواب شب باشد 

بیا.. 
من دسته‌های نرگس دی ماه را در راه می‌چینم.

لیلا مؤمن‌پور   فروشگاه شکار

با هزاران بهشت خدا که بی تو هوای جهنم دارد ، عــــوض نــمــیـــکـــنــــم ! تو عشق و دنیای منی ، با تو به آخر میرسم تو خط پایان منی[ مــخاطــبـــ خــاص] وقتی می خواستمت


فروش چراغ قوه حرفه ای
فروش دوربین های دید در شب شکاری

به به چه زیبا روز عشق اونم از جنس آریایی هر روزتون لبریز از عشق عشق آریایی هوا سرد است اما نگران نباش سرما نمیخورم ، کلاهی که سرم گذاشتی تا گردنم را پوشانده! هرکس ک سراغت گفته اند او عاشق شعر است و شاعر پیشگی

شعر عاشقانه هوا سرد است کاری از لیلی مومون پور

شعر نو

هوا سرد است 
من از عشق لبریزم 
چنان گرمم 
چنان با یاد تو در خویش سرگرمم 
که رفت روزها و لحظه‌ها از خاطرم رفته است 

هوا سرد است اما من 
به شور و شوق دلگرمم 
چه فرقی می‌کند فصل بهاران یا زمستان است؟ 
تو را هر شب درون خواب می‌بینم..

تمام دسته‌های نرگس دی‌ماه را در راه می‌چینم 
و وقتی از میان کوچه می‌آیی 
و وقتی قامتت را در زلال اشک می‌بینم 
به خود آرام می‌گویم: 
دوباره خواب می‌بینم! 
دوباره وعده‌ی دیدارمان در خواب شب باشد 

بیا.. 
من دسته‌های نرگس دی ماه را در راه می‌چینم.

لیلا مؤمن‌پور   فروشگاه شکار

موضوعات مرتبط: متن و شعرهای عاشقانه، متن های بی وفایی، متن و شعر، متن عاشقانه، شعر های جدید عاشقانه و این تنهایی و غروب و لحظه های بی حوصله ، حال مرا در هوای پاییزی درگیر کرده برچسب‌ها: پاییز, لحظه سرد, دلگیر, عشق, تنهایی وغروب برچسب‌ها: عشق, متن عاشقانه, سرزمین عشق, به عشق من, لبریز از غمی هستم که تو در دلم نشاند


گربر
چاقو پرتابی

خرید ذره بین قدرتمند و قوی با قدرت بزرگنمایی ٣٠ برابر ذره بین حرفه ای ٤٠X جیبی بسیار قدرتمند و شفاف

ذره بین کشوئی ال ای دی دار سه کاره ( ذره بین + چراغ قوه + تست اسکناس )

 

ذره بین کشویی

 

ذره بین مدل 9581 دارای دو نوع عدسی شیشه ای میباشد عدسی بزرگ با قدرت بزرگنمایی 2.5 برابر

عدسی نقطه ای کوچک با قدرت بزرگنمایی 45 برابر

 

عکس ذره بین چراغدار

وزن فقط 55 گرم

 

عکس ذره بین 9581

 

دارای ذره بین نقطه ای 45X بر روی همان عدسی شیشه ای

 

عکسهای ذره بین

 

توضیحات تکمیلی ذره بین

ذزبین ساخته شد و این ذربین همانند ذره بین واقعی خاصیت بزرگ نمای داره شما می توانید یک موضوع راجلوی آن قرار دهید و بزرگ نمای آن را مشاهده کنی


کمپرسور باد فندکی
خرید

گاهی هم پدر و مادرها برای اینکه کودکشان را به مسواک زدن تشویق کنند، برای آنها مسواک برقی می‌خرند. مسواک با تمیزکننده زبان مسواک با تمیزکننده زبان آشنایی با راهکارهای خرید مواد غذایی برای کاهش وزن · آشنایی با دستگاه‌های

عکس مسواک زبان هالی کنترل

مسواک زبان sunstar GUM Hali Control اصل

مسواک زبان GUM

 

راهنمای تصویری مسواک زبان

 

کاربرد مناسب برای تمیز کردن زبان و رفع بوی بد دهان - کمک به پیشگیری و درمان زخم های ایجاد شده روی زبان

عکس مسواک های زبان

شماره پروانه بهداشتی ورود 675/27842/6

قیمت خرید نقدی محصول فقط 18 هزار تومان

خرید نقدی چراغ قوه

فروشگاه اصلی فروشنده این کالا

خرید مسواک زبان. "مسواک زبان". آیا زبانتان را مسواک زده اید؟ آیا تا به حال بدلیل احساس بوی بد دهان سعی كرده اید از اطرافیان خود دوری كنید؟ آیا در صحبت و ارتباطات


دوربین دو چشمی
تست انلاین

فروشگاه چاقو جیبی و شکاری خرید چاقو – انواع چاقوهای جیبی و شکاری. فروش چاقو پرتابی (بو شوریکن) برای اولین بار از این سایت باقیمت

چاقوی پرتابی سه تکه بو شوریکن

ست 3 عددی چاقوی پرتابی 3 تکه بو شوریکن

چاقوی پرتابی بو شوریکن

سری جدید دو لبه دسته صاف

وزن هر چاقوی پرتابی دو لبه 62 گرم

طول چاقوه 22.5 سانتیمتر

عرض چاقو 2.4 سانتیمتر

عکس چاقوهای پرتابی

ست 3 عددی چاقوهای پرتابی بو شوریکن دارای غلاف کمری بوده و دارای سه قسمت جهت جای گیری هر چاقو میباشد

جنس غلاف از جنس پلاستیک نرم و مقاوم بوده و بدلیل جنس خاص آن چاقو آنرا نمیبرد

ادامه در فروشگاه اینترنتی

چاقو امریکایی چاقو اصل المان چاقوی امریکایی USA چاقو انگلستان چاقوی عقاب نشان. چاقو خرچنگی ست قمه چاقو چاقو شکاری پرتابی چاقو کلمبیا چاقو رامبو


پروژکتور دیجیتالی قابل حمل چیست؟ 120000LUMENS

چهارشنبه 19 فروردین 1394 10:46 ب.ظ

کمپرسور بادی
چراغ پلیسی

جدیدترین محصول در زمینه کالاهای مسافرتی و کوهنوردی و شکار و امداد و نجات

محصولی جدید با قدرت فوق العاده

قدرت روشنایی نورافکن ( پروژکتور ) دستی FA-9001 T6 108000W  برابر  120000 لومن میباشد

عکس نورافکن دستی 108000وات

دارای لامپ مخصوص و پر قدرت اختصاصی CREE XML-L T6

k,vht;k

ادامه توضیحات در فروشگاه اینترنتی


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :