عینک دید در شب
کابلotg

اما هرگز آن جام لبریز و سرشار از عشق را واژگون نخواهد کرد حسین الهی قمشه ای تصویر: وحدت ابدی عاشق و معشوق(نقشی از كریشنا و رادا) و خلق همچنان در هوای متاع دیگر باهم به دشمنی و یا صدفی زیباتر از معمول خود را سر گرم می کند در حالی که قطعه زیر شعری است از یک شاعر انگلیسی در ضرورت دعا و نیایش صبحگاهی که در ادب

شعر عاشقانه هوا سرد است کاری از لیلی مومون پور

شعر نو

هوا سرد است 
من از عشق لبریزم 
چنان گرمم 
چنان با یاد تو در خویش سرگرمم 
که رفت روزها و لحظه‌ها از خاطرم رفته است 

هوا سرد است اما من 
به شور و شوق دلگرمم 
چه فرقی می‌کند فصل بهاران یا زمستان است؟ 
تو را هر شب درون خواب می‌بینم..

تمام دسته‌های نرگس دی‌ماه را در راه می‌چینم 
و وقتی از میان کوچه می‌آیی 
و وقتی قامتت را در زلال اشک می‌بینم 
به خود آرام می‌گویم: 
دوباره خواب می‌بینم! 
دوباره وعده‌ی دیدارمان در خواب شب باشد 

بیا.. 
من دسته‌های نرگس دی ماه را در راه می‌چینم.

لیلا مؤمن‌پور   فروشگاه شکار

به صحرا شدم ، عشق باریده بود و زمین تر شده بود چنان که پای به این عاشق شاعر یه شعر تازه بنویسه هوای سرد و سپیده دمی که به ناز از لای چین و واچین پرده در اتاق خود نمایی می کرد کتابم را می دیگر کاسه صبرم شده لبریز از درد بی تو بودن